مرتضى مطهرى

186

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مثلا در رنگها وقتى مىگوييم سفيد و سفيدتر ، در اينجا هر دو سفيدند . اين سفيدى خالص است و آن هم سفيدى خالص است ، ولى آن در سفيدى از اين كاملتر است . حال ممكن است كسى منكر بشود كه مطلب چنين است و بگويد سفيدى واقعى همان چيزى است كه در ضعيف است و آن چيزى كه در شديد است همان است كه در ضعيف است و نه بيشتر ، منتها يك چيز ديگرى - غير سفيدى - با آن مخلوط شده است ، شما خيال مىكنيد كه همان سفيدى در اينجا شدت پيدا كرده است ؛ و يا بالعكس ، سفيدى همان است كه در شديد هست و آنچه در اين ضعيف است « سفيدى » است بعلاوهء يك مخلوط ديگر ؛ يعنى مثلا يك مقدار رنگ ديگر آمده با آن مخلوط شده است و شما خيال مىكنيد سفيدى خالص است با درجهء ضعيف‌تر . مىآييم سراغ شدت و ضعف در حركت كه آنجا مسأله خيلى واضحتر است . دو شىء را فرض كنيد كه هر كدام با يك سرعت معيّن حركت مىكنند . فرض كنيد سرعت آنها هم ثابت است . مثلا يك اتومبيل را در نظر بگيريد كه در يك دقيقه يك كيلومتر طى مىكند و اتومبيل ديگرى را در نظر بگيريد كه در يك دقيقه دو كيلومتر طى مىكند . هر دو حركت مىكنند ؛ اين حركت مىكند ، آن هم حركت مىكند . ولى يك وقت است كه ما مىگوييم : نه ، حركت يكى از اين دو تاست ؛ حركت همان يك كيلومتر در دقيقه است ؛ آن كه دو كيلومتر در دقيقه طى كرده نيمش را حركت كرده و نيم ديگرش طفره است ؛ يعنى نصف مسير را حركت كرده و نصف ديگرش را با جهش « 1 » طى كرده است ، كه البته اين محال است ؛ و يا ممكن است بگوييم حركت همان دو كيلومتر در دقيقه است و آن اتومبيلى كه يك كيلومتر در دقيقه طى كرده است نصف اين زمان را به حركت طى كرده و نصف ديگر را ساكن بوده است و شما خيال مىكنيد كه در تمام اين مدت حركت مىكرده است . حال اگر كسى قائل به سكونات بشود ، حركت كه به همان يك مرتبه متوقف نيست ؛ اگر آن شىء در يك دقيقه يك كيلومتر را طى مىكند ، ممكن است آن يكى در يك دقيقه نيم كيلومتر را طى كند و آن ديگرى ربع كيلومتر را و ديگرى يك متر

--> ( 1 ) . [ جهش در اينجا به معنى حركت سريع ( حركت در مدت زمان كوتاه ) نيست بلكه مقصود حركت در مدت زمان صفر است . ]